نمیتونم بنویسم ، کلی حرف تو گلومه
برچسب: ۰۰۱۶,
نویسنده: نیما نجفی
حالا که رفته ای ، بیا
بیا برویم
بعد ِ مرگت قدمی بزنیم
ماه را بیاوریم
و پاهامان را تا ماهیان رودخانه دراز کنیم
بعد
موهایت را از روی لب هایت بزنم کنار
بعد
موهایت را از روی لب هایت بزنم کنار
بعد
موهایت را از روی لب هایت ....
لعنتی
دستم از خواب بیرون مانده است
#گروس_عبدالملکیان عزیززز
کسی شهر مراغه رو میشناسه ؟ چطور شهری هست ؟ شهر قدیمی و درب داغونه یا نه شیک و پیکه ؟. دانشگاهش چطوره و کلن هر کی هر چی میدونه بم بگه لددددفن
برچسب:
نویسنده: نیما نجفی
امروز رفتم کلاس ویولن و تنها حس خوب امروز بود ،هر چند گوشواره یادم میاد ناراحت میشم هی
امروز رفتم پول در بیارم از عابر بانک این دستگاهاش دو تا بود جفت هم زنا ی ور مرداد ی ور مغزم گره خورد عابر بانکهارم زنونه مردونه کردن ؟؟؟
منم رفتم تو صف مردا ک بفهمن گو میخورم اینم زنونه مردونه کنن
برچسب: شگفتا,
نویسنده: نیما نجفی